(برای نیما و روزبه ) اینکه بگویی : ماه بهمن است بپرم از خواب و کودکی کنم با اشباح سرگردان روی لرزش دندانم با رشته ای از لرزش که نماد زمستان را در لابه لای دهان ها رها می کرد ودهان ها معبدی ب... ادامه متن
(حیاط آن سالها) من درکدام قرن به دنیا آمدم درکدام هزاره مردم آخرین بارچه کسی صدایم زد چه کسی پشت به گورم کرد که هرچه برمی گردم جزسایه خودم را نمی بینم شبح چه کسی درپشت کدام پرد... ادامه متن
شرح بیداری وقتی رویاهای آدم تمام می شود وقتی که آن درویش غرق در خون شد و پاهای لطیف آن زن در لابه لای مه و شاخه های کبود وقتی که در خودم شروع به درخت شدن کردم همه چیز اشاره به افتادن داشت که... ادامه متن
“نوار مغز من” دکتر گفته قطاری که توی سرم می رود حقیقی نیست! دکتر گفته باید بخندم و به آهنگ های شاد گوش کنم گفته اصلاً فکر نکنم اصلاً روی خطوط موازی راه نروم دکتر گفته به آوندهایم... ادامه متن
سفید روی سفید بالاتر از سفیدی است بالاتر از سین که باریده رویش سه نقطه ی سفید تر یا سه نقطه ی سرخ مشکوک کنار دهان چاهی سفید که به سفید می رسد بی سایه می شود لحاف می شود روی حروف ، روی رنگ ،... ادامه متن
جهانی شگفت باز می شود در یک قطره آب شگفتی روشن و حیرت من که جهانی رامعنا می کند بی تاب در زلالی مهتاب دگردیسی زیباست آب در سراب #منصور_خورشیدی ادامه متن
پشتِ پلکِ تو چه کسی مرگِ مرا نظاره می کند ؟ سرودِ برادرِ مرده —- پس غروبِ عمیق از مچِ بی عقربه ی خواهر می گذرد تا آبپاشِ عاریه گل را گونه کند. «چه وقت… چه وقت روز بر گونه های تو می شکن... ادامه متن
نه بر تفاوت ِشکلهای آینه میآیی نه سایه شکل هاش را به سایههات نمیدهد لانه در تراشهی الماس التماس به دستهایت که زمین را بشکاف خاکی که من میشناسم شانههایت را پس نمیدهد بخواب با تمایلی... ادامه متن
فکر می کردی چند روزی می گویی :صبح بخیر می گویی: برای ناهار هویچ پلو با دوغ آبعلی داریم می گویی :چهاردهم ماه دوره ام شروع می شود و هر روز باید دو قرص مفنامیک بخورم فکر کرده بودی چند روز صدای... ادامه متن
#رویا_تفتی چرا باید “چرا باید کلاسیکها را خواند؟”را خواند؟ میشود تاریخ را بیرون نگاه داشت؟ من بچهی سالهای دگرگونم و دگرگونها دگرگونند بُعد زمان و طول مکان تاثیری تدری... ادامه متن


آخرین نظرات