از فواید یک دست رقصیدن با پا در دامنه هایت است در دامن که گلهای فراوان را در بهار می پروراند در گلها رازی هست مثل این شعر که شکل خواندن خودش را دارد مثل شکفتن بر طرح قالی بر طرح گلدان بر دند... ادامه متن
*ملیله های مسی * عروس شده بودم و سیمهای مسی از موهایم آویزان بود باد میوزید و موسیقی باستانی از موهایم بهگوش میرسید مادرم میان پرهای بالشم پونه میکاشت تا کابوس مارها به من نپیچد... ادامه متن
داشتم بزرگ میشدم مشغول زیباتر شدن زیر شاخه های انجیر و رنگ های پریده ای از شفق در الحان عربی، فارسی خوان “لَن تَرانی” شدیم که خورشید را در خواب دیدم با آن حلقه ی یخ بر گر... ادامه متن
چرخِگوشت این شعر میلاد کامیابیان رو دوست تر دارم : تخیّلاتِ پشتِمیزیِ کارمندِ ثبتِاحوال را که بنویسد؟ احلامِ سربازِ وظیفه را که گلوله شده زیرِ پتو؟ رعبِ خلیده در سینهی دیدبانِ است... ادامه متن
از شهر که میرفتم از بالش خاکستریِ تلی از گربهها و پارکهای آویزان شده از ته ماندهی بو گرفتهی زبالهها که درآشپزخانه مانده است یک سال و بو گرفته است عجیب و کسی تکانش نمیدهد… از پیاده روه... ادامه متن
الف نوشتم الف… ₪ الف کشیده بود، آه داشت و وقت تشنگی آب میاورد چشمهاش به سمت من که می آمد ابتدای ه می ایستاد تا یک دم بگویم : آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه و صدای سیلی از کشیده هاش می ریخ... ادامه متن
در گزارش های خبری با تیر مستقیم کشته می شویم و بیننده فکر می کند قسمتی از سریال روز قبل است در گزارش های خبری سازمان ملل تلاش می کند اتاقی در خانه ی خودم داشته باشم در گزارش های خبری روزی بی... ادامه متن
کجا خیابان اب بکشد دهانش را که کلمه به انقلاب بزند کلمه به حادثه بزند تجریش لب بزند به همین سطر انقلاب لب بزند به همین سطر خانم صدا ی شمادستمالی شد در هم آغوشی کلمات بالب کلمه از کمرگاه بیفت... ادامه متن
اوایل می گفتی به هر رنگی علاقه مندی بگو تا بزنم به موهام می گفتم مشکی… می زدی می گفتم “کبود”ی های اطراف جاده ی خرم آباد به کوهدشت …می زدی یک بار برای امتحان گفتم فرد... ادامه متن
دارم پوست می اندازم دارم برای آخرین بار به پوستم نگاه می کنم و روی پوستم آب می ریزم این نهایت پوست است. پوست شورومودار من ! کثافت عا..! دور شو! نزدیک خودم هستم خود خود خودم که ازخود اولیه ام... ادامه متن


آخرین نظرات