در حفره فرو می رود یا حفره را می سازد حفره را شکل می دهد یا در حفره شکل می گیرد حفره حفره که پایین می رود فکر می کند / – عصبی ست- فکر می کند – فکر می کند؟ شاید، فکر کنم- بدون چشم... ادامه متن
شعر غده ی اندوهگینی که درگلویم رشدکرده است درخت باروری که شاخه هایش/ازحلقوم مردان بیرون زده از پهلوی چپم من زنی دست چپم بامردی که گیر کرده درپوست چپم من با تمام چپ هایم به زخمی فرو رفته درتن... ادامه متن
برهم زده ام خواب ماه همیشگی را زوزه می کشد بر جانب دایره وقت گذر از معبر تاریکی او کسی که خطوط شکل مکعب را با شرح خداوندان باز نمی شناسد ! نگاه کن وسیع نگاه کن هر جا پیرمردانی است که روی تخت... ادامه متن
(الا ای اِلِکتِرا) با نگاه به طلسمِ خون خورده ی چرمی، خالکوبیِ فندکم به کیست های الکترا / تفسیر می شود و دنده هایت در وریدِ تمیزِ ملحفه ها چهار نعل، با لیوانِ قی شده ای بالا می رود … ش... ادامه متن
اگر به شاخه ی توت سفید ببندند طناب را این مرگ دهان چند نفر را شیرین خواهد کرد کوه اشاره ی دشت است به پرواز پرنده ها پس اشاره ی کوچک مرا کدام پرنده می بیند ، کدام؟ به رویاست مگر پرنده ای بر س... ادامه متن
حضورِ “از من دور” جز دوست داشتنت دیگر چه فایده دارم؟ جز همین که با زبان مهربانم میکند به درد چه میخورم جز این که در هوای تو آفتابی شوم؟ و دلی که از تو دارم را گ... ادامه متن
نخ نگاهمان را شیباندیم تا گیج …گزارش آسمان از پارازیت های پژمرده می گفت …هرمنوتیک بوسه به اریب گونه باج می داد (بدن گمانم ژورنالیست شده به سیرابی فروش هم شک کرده؟…پرانتز با... ادامه متن
به اندوه شگفت لب برچیده آسمان بی ابر وکلاف کلاف طاقت می شکند کور در کور ابرها تا نارنجی بشکند در دیس وخوابی مجعد دریال اسبی به پرواز درآید چه مرگ پر طاقتی چه اسب نجیبی که می کشاندت تا زمهریر... ادامه متن
⭕️شبح هدایت فلکه را باز می کنی پنجره از بیرون تهی اتاق از خالی پُر تو بر پوستِ جانوران رویِ دیوارِ غارها کاغذهایِ چاپ شده صفحاتِ رنگارنگِ نت کلماتت را نوشتی آرام غلت خورد کره ی کوچک انگشت بو... ادامه متن
برای برادرم، سیامک. بعد، یک دفعه قطع و وصل شدیم به دفعههای دیگر و صورتت که هنوز چشم و گوشِ من است. کماکان به هفتههای شکلدهندهای به خاکهای تُرش و بقایایت. پریده بادْ رنگِ صورتهای... ادامه متن


آخرین نظرات