چشمانم کاشفان طریقت شبنم مه را می شکافند و در آسمان فرو می روند … عقوبتم همیشه به آفتاب زل می زد! لطفا به پولک پیراهنم دست نزنید بوی ماهی می گیرید! روح من از من گریخته و سنجاقک غم... ادامه متن
با نهالِ داغِ پرچمها کالباس میگذرند از پشت پنجره وقتی وقتی به وقت گرازند و گریزان از آنها رازهای نهان است نهان است و دوست میداری تو نهانها را همه پنهانی نهانها را نشان کردن نشای... ادامه متن
((تهران بی اوستا)) تهران من سلام تهران بی دلیل بزرگ من سلام تهران کوچک تر از تهران سلام من از تو عبور نمیکنم از خوابهای پریشان دود و چربی و افسردگی اتوبانهایت عبور نمی کنم اما مجبورم می کنی... ادامه متن
خاطرا مخدوش استانبول با من بیا بیا تا آیین رگ تا فاش خاطرات مخدوش تا سعود استخوان بر بام ایاصوفیه تا سقوط انگشت بر آیههای دیوار تا اندام انسانی مرگ با من بیا بیا تا مرم... ادامه متن
شلاق با خنده بکوبد روی کتفِ سکسی، کبود که از ما بهتران به ضحاک بگویند «ضِکی»؟! زِکی! اینقدر صمیمی و بیگاه رفتهایم از دستِ دوست که خود، آگاهیم به این گُوهگاه و گهگاه میتوانیم بخندیم قاه... ادامه متن
“من از خودکشی سپیدارهای جوان برمیگردم در رودخانهای که زیباییاش به سمت ماه حرکت میکند” میآیی با پاهای مستی که از گودی کمرت، گلی سرخ بلند میشود از نژاد کدام اسبی که ای... ادامه متن
برگرد سر قولت بمان معشوق عصیان عطر بهاررنارنج همزاد گل های چای به شبنم نشسته به یاد بیاور مراسم تدفین کتاب ها ی کتابخانه ی شهر کوچمان در تابوت صندوق های پرتقال ونام آخرین کتاب ” برمی گ... ادامه متن
نگاه کن زبان گریه های من که لابلای سکوتت امشب کسی از جمعیت جهانم خط خواهد خورد تبارم را به خاطرت بسپار عطر باران سرزمینم را به خاطرت بسپار بوی خاک بر شیار دست های خسته ام را انگاه بزن به صفو... ادامه متن
ماهی که بلغزد ماهی که بلغزد مدام به موج می رسی به شب تاریک/ تاریک تر به موج می رسی به شب ماهی که بلغزد در بُعد چندم نگات به توالی برسم؟ که بلغزد دهان به تکرارِ شب تاریک و بیم موج و گردابی... ادامه متن
سلام هستِ من منانه ی به باران لَخشیده تن تنانه ی من/ نشسته باشی به دست به بند انگشت من منانه ی در تن فرو چند انگشت به باد دهم چند نشانه؟ چند شهر ویران شود چند خیابان؟ چند خرامیده باشی بر پوس... ادامه متن


آخرین نظرات