صفحه ی تخصصی شعر “چرو”: شلیک شد از سرم گلوله ای شلیک شد از سرم گلوله ای روز به حالت مزخرفی زیبا بود به حالت مزخرفی روی طناب پهن شده بود آفتاب صدای گریه انداختم در قفل کلید را صد... ادامه متن
درد پاره ای از تن به سکون مطلق رمیده ایم از رهایی و ترانه هزار بار خوانده شود مگر گوش باشد همه دهان ترانه ای از نداستن از نهراسیدن از بوسیدن به نوبتی از شب پوسیدن به نوبتی از روز از شب به فر... ادامه متن
تلفظِ برهنگی زن در ماه* از رودخانگی میآید غربال به دست زنِ چشم بادامی جنوبی با قونیهی تناش ماه را از وحشی پوستش در میآورد مینشاند روی چنارها چنارها درختهایی که شبیه هیچ درختی نیستند! ف... ادامه متن
خطابه ای برای درخت کُنار رُژ لب لبه ی لیوان روی میز تشریح متهم شکل دهان زن است که در شکل دهان مردی و دهان زن بالغ شده بود در تلفظ نام کوچک مردی که بی وفایی هم دلبری های خودش را دارد! سوگند ب... ادامه متن
برخاست از صندلی معیوب از آسایشگاه پنهان از قرص های کوبیده به دیوار تا قلبی هزار بار پلک زند در چشم گل هایی سرخ بروید بر هزار چادر سیاه و در یکمین شب ابری گذشت از درخت در سال های همیشه ی شمسی... ادامه متن
نبض داشتی هنوز هر نبض پراکنده می شد در من نفس می کشید بهار با تو در رگم من روزها باردار هویت خاموش تو بودم وشب گم ات می کردم در پریشانی خوابها وقتی توت های وحشی ، سرخی از نبودن آخرین هوس های... ادامه متن
دیگر کُنج های این خانه دِنج نیست ردی از توست که از عقربه ها تاب میخوری ردی از تو که صدا را سِیلاب می کند درسَردابه ها در نهایت نهایت بی مفهومی بی مفهومی ِبی نهایت ِزمان و شب ها پر است از ظلم... ادامه متن
به جنگ آمده بود بجنگ ؛ جنگ آمده بود/ آمد؟ صدات به حرکت صدات بایستد به جنگ که صدا بایستد با دوشانه به راه / چهار سه ؛ دو ؛ یک ؛ حرکت حرکت نمودیم به سو هر سو که چراغ بود به گشت های ممتد نشئه و... ادامه متن
. باد زمان . سکوت ساکن بود و شب پا به ماه قورباغه در نهایت خود و سنگ ــ حالا که فکر میکنم ــ سنگ، سکنی به صعب بود حرکت، باد میشد باد زمان و میوزید تا دوردست تاریخ آنجا که سلولی نخستین از... ادامه متن
به سطرهایی میرسم از مناش از او که به من / که او بودم در او خوابیده / بعضن من بود به شکلهایی دیگر/ فرضن مرده بود که نوبتش رعایت شود به وقت که خوابیده باشد خوابیدنهایی خوابیده به رغم... ادامه متن



آخرین نظرات