درگذشت ابرها،
اگر اعتقادم به آفتاب
بر پشتبامِ روز نمیایستد
انعکاسِ شب
پیله کرده
بر ابریشم یاد؛
به حریم آسمان دوخته!
در انبساط گفتگوهامان
دامن بزن بر انجماد زمان
و ببین چگونه در انتظارِ تو سرخ میشود
چشمی در تابهی تن؛
سرانجام کوتاه آمدم
همانگونه که میخواستی
و رقیقِ لبخندهام
در غلظت مردمکهات اندوه شد
دسترنجِ شقیقه بر عبور عمر!
خطور میکنی بر کورترین نقاط درد
تقویم را پهلو به پهلو میکنی
و بخیه نمیزنی بر روایت زخم؛
دست میکشم بر کدورت تصویرها
تا بگیرم گَرد از حکاکی مصیبت؛
به کدام گناه آویختهام
که اینگونه برهنگی میکنی؟
با تو به هر قامتی اندازه میشدم
و هر غریبهای آشنا بود
تو آنقدر خیالم را پرسه زدهای
که مشام کلمات از عطرت خالی نمیشود؛
منقضی شده بر لکنت خیال
رد دستهای کشف
و صراحتی پریده رنگ
از گوشهی چشمات چکه میکند
به تزیین جنون
به بیداری رنج
از ترحم خواب؛
#بهادر_یحیی
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد


