شب بود
تاریکی از جنونِ رگهام آب میخورد
در جریانِ وسوسه و خیال
و هوس که طولانیتر از سه حرف است و
هوای دمام
مه بودی اما به کسره
تاب میخوردی که شاید از رانهام بالا بروی
از خراشهای پوستام شراب شوی
و به گردنام خالِ سیاه بزنی
و به لبهام
رنگِ خونمردگی
نامات را دو نیم کردم
چون تنام که میخواهد
نیمِِ دیگر را پس بزند
نفس اما میترسد از افتادن
قفس را شاید
پرندگان اختراع کردهاند
شب است هنوز
میدانم اما
ابرها که کنار بروند
میشی زخمی از پنجههای گرگ
به خانه برمیگردد
و من نامات را میگذارم؛ نور
#حامد_اینانلو
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد



