به نیکا شاکرمی
خون
ابتدا از درون سرایت میکند
درست پیش از کشتار
تا مرگ
نامهای متعددی بیابد
یکی
میکوشد به یاد بیاورد
خاطرهی خمیدهی تپهای در مه
و آن دیگری
یخزار بوسه
بر پانسمان لبها…
و آبیها هنوز
خمِ خطِ گونه را دنبال میکرد
تکههای تیرهی علف
بر جدارهی چشم دان
را…
یکی میبندد
و دیگری باز میکند
منقار آهنی بر شفیرهی منجمد میکوبد
اینجا
عصیان
دستمال سفیدی است
که آهاریاش میکنی
تا سپیده از راه نرسد.
نُه ساعت تمام
زیر نور فرسایندهی ماه
زنی
زخمهایش را به تن میکند
تا برهنه نماند
در ساعت فردا
و پنج دقیقه مانده به «در»
آنجا که گوشت
مقاومت دکمهها را کم کرده بود
در این میان
در فاصلهی فولاد و پوست
دختری را میشناسیم
که بی اختیار
پوستش را به سمت گلولهها شلیک میکند.
#روح_الله_آبسالان
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد


