«براندازی سوختن»
سراسیمهتر از سرکوب..
اندوه سطرهام..
نمیشود نوشت از آنچه باید نوشته بودم
شاعر لبهای از دهان افتاده
دروغ میگوید کلمه
از چشم چاه نزدیکترم حالا کیست؟
براندازم میکند زیر آب
زیر آب که میروم براندازیام تفضیلی
همیشه براندازتر است عریانی
اندوهِ سطرهام میچکد از قطره
قطره قطره
بوی خون میدهد حمام
خونِ تفضیلی
اندوه سطرهایم دارد..
یا اندوه سطرهایم من
موقر
از تمام نداردها، خودش را آب میکِشد
دارم روی فقدانِ داشتنهام دست میکِشم
چرک میکند فاضلاب
سیاه میشوند کاغذها
من از بیرون در
پشتِ نمورِ دربهدری
آب را گرفته توی خودکار
دارد عکس میگیرد از هوا
که میگیرد نفسهای کاغذ مدام،
یا عکس گرفته من را بیهوا
که میگیرد نفسهای کاغذ مدام
چیک چیکها روی کاشی
بگذار شعر را بردارد کلمه
غرق شود این اتاقِ ظهور
دارد از بوی درد میدهد این پِی
تکه تکه تکه
بگذار بریزد این اندوه
پیِ نگاهاش آبی نپاش
قبری دونبش است چشمانم
من براندازیاش قطعیست
#علیرضا_مطلبی
از کتاب دَر از حالِ سوختن(در چهل گرگر)
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد


