«مکالمه با مامان»
رُخانم از رُخم رفته
چِکه میکند چشم
تا خون از حمام بیرون زده
باهم شستیم!
حیله تا حیرت نگاه رفت
میخزند در تندشدگی خزیدن
میچریم بر این زمان
آه از دست نماندگان فقط
زبان از زمان
میگذرد
مامان! با نانها تکه شدهام
سَرم هیچ کجا نرفت
همانجاست که براهنی دَف به دَف
دَف زد
هنوز
چکه میکند
چه کنم؟
به مَدَد کدام نظر؟
تازگی به دوست نقاشم سپردهام پاهای لاغرِ سفیدِ دوستدخترِ خیالیام را بِکشد
در تندبادهای دوزخ گلو بِبَرد
به خانههای گِلی سفر…
چه مانده بغض از بغض
هوهایم از هوراهایم افتاد
با چشمان سیاه
اینگونه به او گفتم بِکشد
ضجّه ضجّه
مامان مویههای تو مویههای من
حالم خوب، مثلا بشود میخواهم تا آخر امسال کتابم را چاپ …
شَتک شَتک تا آسمان
لبخون تا کارون
و صدا که سالهاست از نخل افتاده
(یا اُمی نِدَهتینی مِن النوم و اَنا سَحران الظُلَمات الدُنیا)*
الو
دشت پر میش
اضطراب گرگ ندارد
چگونه چه میکند هنوز
ای دف
سقف
رویای پاشیدن دارد
پسرم زندگی هنوز خوب
صبح کام روز
نمیتواند بِکشد؟
دل به دلزدهی شطِ پرِ نیزار
مامان
و خسته از شهر بیبهارها
مهار نمیشوم
ببین چه بیتازیانه میکِشند
دمیدن واقعه را
بعد از این
شیهه و شور زارِ چشمهایم را میگویم بِکشد
ببینند پر برهوتم از استخوان سگ ولگرد
پارس پارس با پارس
رقص با رقاصها
من بر دار ایستاده مامان
از توی نگاه تماشاها…
#علی_عقیلی
پانویس:
* ای مادر مرا از خواب بیدار می کنی
و من بیدارم در تاریکی روز یا (دنیا)
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد


