“چیزومیز”
من مردِ «حرف» وُ زدن زیر هرچیز جز «میز»م
میتوانم عمری در «کیش» تو باشم و پیشات دست به مهره بمیرم
یا «مات» تو بمانم و بی پلک «ماهیِ خشکی» شوم خیره به تو… خیره به هیچ
اما به محضِ محض، اگر تو بخواهی، اگر تو نخواهی، نهنگ دریاخوار خواهم شد*
و فوارهکش، چشمهای تو را با تمام آبیهای هفتدریاش از خود بیرون میریزم و زیر همهچیز میزنم جز «میز»
یکبار زیر گوش خودم زدم
طوری که چشمهام تاریک
و هر چهل چراغِ سرم روشن شد
به چشمهای من گوش کن!:
هنوز بعد از هزار روز قطاری در گوشم سوت میکشد و از سرم بیرون نمیخزد
دارد آنروی دیگرِ یک من از درونم بالا میآید… رخ به رخ تو… این من: من!
هزار پای فراری در من میدوند
هزار دستِ پنهان درونِ مرا میکاوند
هزار چشمِ چموش -گویا وُ خموش- مرا میپایند
(اینجا «هزار» از اغراق نمیگوید
شمردهام… هزار بار شمردهام! -نه یک بار کم و نه یک بار بیش-)
اینها همه در مناند
تو هم یکی از این «آن»ها هستی
شاید هم هزار تا از آنها!
تا اینها همه در مناند
(و تا تو)
به «تنهایی» رفتن محال است
برای من تا چیزی تمام نشود تمام نشده و نمیکنم
اینطور نیست که تمامش کنی طوری که انگاری هیچ آغازی نداشته
طوری که انگار تمام آن شعرها را برای باد گفته بودی
اما اگر تو نخواهی، اگر تو بخواهی…
طوری میزنم زیر چیز
که تمام چلچراغهای شهر روشن شَ.. شد!
(بلیط هزارنفره اگر داری
دارد قطاری هزاراسب
در سرم شیهه میکشد
همین هزارپا
که از گوشم بیرون میخزد!)
#محمد_آشور
پانویس:* این اشاره… که بخوانید این غزل جناب مولانا را:
“چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون…” که در آن “نهنگی هم برآرد سر، خورَد آن آب دریا را/ چنان دریای بیپایان، شود بیآب چون هامون”
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد



