خوابیده بودم روی سینه آن کوه
که نمیتوانست گریه کند
پهلو گرفته بودم در افق
و تیغ جراحی داشت کار خودش را میکرد
تو دهان من بودی
نمی خواستی هلهله کنی
رودخانه از گردنت گذشته بود و
آن خون ملایم
من بودم
آیا اجازه میدهی
بدوم در برف
و شکنجه کنم غروب را
تخته سنگ عزیز؟
ایا می توانم سینهام را باز کنم
و مثل آن کلید آواز بخوانم در بدن؟
درها را ببند
نقاشی این طرف دیوار است
توی همین اتاق که در آن
لاله های گوشم روییدهاند
همین پنجرههای مشرف به چاقو
با گلدانهای شکسته چکار کنم؟
با دیوارهای آجری سرخ و انعقاد خون
با حروفی که میدرد پوست را
با این گندمزار
که ریخته است توی گلویم…
کاغذ از کجا بیاورم برای بریدن
ای جوهر سرمهای بگو
با این سکوت مفرح چه کنم؟
#معصومه_داوودآبادی
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات


