«حکایتِ حال ـ خطی از کلیاتِ نامکشوفِ کُشتنی»
1
در سر فصلِ بی تنی
طنینِ نابترین هوای ایام
گردن در گریبانِ زمین فرو
دست در چنگِ آب به رقص وُ نوا
رو به اتفاق میکند و طرحِ بریدهای از قیام
بر قلبِ دو تیلهی حیران خودنمایی میکند
رنگها از کمانها خمیده وُ رها
ابروی آسمان خیس بارها وُ بارها
در غیرِ این صورت
صورتی برای تشنهترین آب
چِشم میشود
چِشمه میشود
و هر قطرهی رنگ آلود جواب نجواش
2
پَر در مِه پرید وُ پُر شد هوا از هورای هجر
بوی بهار در پیچِ سایهاش قصدِ پژمردن
وقتی قفاش بر ساقه قصدِ پیچیدن
3
از دل میکَنَد
رختی از گِلِ نو به تن
گُل میکُند
گُل میکَنَد
دهان در گلوی کوه میپیچد
و خونِ زمین به جوش میآید.
#مهدی_محمودی
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد



