دو شعر از #افسانه_پورقلی
۱)
سایهام
گیر افتاده دست مُشتی هورمون
نقطه اتکایی نیست
دور خودم میچرخم
دور میدان
دوباره نمادها، بنرها، پردهها
خون را چه کسی به بیرون از رگ راه داد
طناب و تیر و دار و رگ
ظهر جمعه چه کسی فریاد زد مرگ
بلندگو اسمم را به تکرار یاداور میشود
باید خودم را به جنینم برگردانم
گربه، سگ، شاید هم پرندهای
که آفتاب میخورد و آزادی میزایید
کلمات را زخمی نمیکند
پوستهای زخمی خیابان را راهی بیمارستان
بیمارستان را شرمندهی زخم نمیکند
دهانم به لهجهاش شک دارد
شلیک میکند
و من که اندازه دو مرگ جان داشتم…
۲)
زمین گرد بود
چشمهای خورشید بسته
در بازی چرخشها
فاصله از پوست وارد شد
منطقی نبود
بین این همه حروف الفبا
قلب قلاب شب شود
دلتنگی را از کُندترین لاکپشت جهان بگیرد
از شیب تند زمین استفاده کند
بریزدش در دهلیزها
پمپاژ کند به پنجره به خیابان
به صورتِ همه، که تویی
و صدا را بگیرد از آروارهی موریانه
ببرد کنج گنجه
لای پیراهن خونی جامانده از قامت بلند تو که بوت را
از استمرار نبودن
دوخته باشد به جوشش چشمه
به پهنای آسمان
به خروش رود
زایندهرود
سپیدرود
پلرود، رود، رود…
رود که نبود
امتداد نام تو بود تا کشآمدگی دلتنگی
تا شب و تنگنا و شیب تند جهانی که
از بودنها
نبودنت را سپرده بود به خانه به شهر
به بیداری پلکهای من
تا دیگر
اهلی هیچ خانهای نشوم
و صبح، رعایت نور نباشد
میراث گریه باشد در صدای خروس
همهمهی گنجشکها و بوی شیر سوخته روی اجاق
#افسانه_پورقلی
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🔴⚪️🔴
cherouu.ir سایت
🔴⚪️🔴
Cherouu11 اینستاگرام
🔴⚪️🔴
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد


