اِی زادهی روزگار تیغ و سنگ و ستارگان
که دیوارهای دیرینت سرخ است هنوز از خونِ رستگاران
و دخترانِ باکرهات، پیشکش خدایان کردهای
نیایشگاهت به یاد آر
و نیایشِ وقت را
من به پرستارانت هشدار دادهام
و به پزشکانت اخطار کردهام که این آخرین آزمایش الهیست از رگهای ملتهب
برخیز و
سفرت به آخرالزمان مقرر کن
اِی نوحِ کشتیهای مغروق و
ابراهیمِ هزار فرزندِ مذبوح
این است هزارهای که میسوزد چراغهاش فسادناپذیر
و ما میگریزیم بر پوست مارهای سیاهِ سترگ سنگی با گاوهای آهنینِ بیخستگی از دویدن
چشمهای چراغان گشودهاند به تاریکی و
تونلهای تنهایی ادامه دارد دعا به دعا
نذر به نذر
مرا به معبدم ببر
من میترسم از نیایشگاههای در اعماق
از هجوم پرستندگان به دهانِ خدایانِ شتابان که با گامهای فلز میتازند سوی دوزخِ آخرالزمان
من آنجا بودم
در آن صفهای رسول
و دیدم رسالتشان بود بلعیده شدن
و پیش از این نیز دیده بودم که به زیارت اعداد میرفتند در معابدی پر از شمارههای دَرهم
و اعداد را با خود میبردند اینسو و آنسو
و عدد میدادند و غذا میگرفتند
و عدد میدادند و لباسهای جدید میستادند
عدد میدادند و جادو میکردند و به هر چیزی که میخواستند مسلط میشدند
و بیعددترین مردمان را دیدم
و با عددترین مردمان را دیدم
و دیدم هر دو کودکانشان هر صبح به تقدیر میسپارند با چمدانی بر دوش و خورشید چون به میانهی آسمان میرسد آنها را باز میستاندند از خدایشان تا شبها به دریچهی سیاهِ ساحران چشم بدوزند که هزار گوشهی جهان را نشان میدهد و آنچنان آزاد به نظر میرسند که هیچکس گمان نمیتوانست کند که آنها هزار غروب در کاروانِ اسیرانِ ارابههای آهنی بودهاند نشستهنشسته و چشمانتظارِ خدای سه چشم میماندند باز فردا و فردا
آنها به درد خویش خو کرده بودند و
دردِ آنها چه مومن بود به اعصار و
آنها خود عدد بودند
نیمی صفر
و نیمی یک
پس فریاد برآوردم:
《من از هزارههای نخستم که بگویم خداتان این نیست، این سرب و این سنگ، این گاو آهن و این عدد، این راههای در زمین و این پرندگانِ فلز و این…》
اما
اما
دستافزارهای درخشانشان برآمد
با چشمهای روشن شیاطین
دورهام کردند
و مرا سپردند به جیغها و کبودی
به یاد آر
به یاد آر و
به پرستارانم بگو من از رنگ سفید میترسم
به پزشکانم بگو
من از این قبیله نیستم
از این عصرِ سردِ پولاد
به خدایان قدیمم بگو
و به خدایانِ جدیدم
من یا میمیرم در این تیمارستانِ جلیل
یا دیوانگان را مهیای دگرگونی بزرگ میکنم
#مازیار_عارفانی
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🟡⚪️🟡
cherouu.ir سایت
⚪️🟡⚪️
Cherouu11 اینستاگرام
🟡⚪️🟡
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد


