۲ شعر از #فرناز_جعفرزادگان عزیز که این روزها با حکمی ناجوانمردانه روبهروست، به یاد او هستیم.
۱)
پیش از این که با تو آشنا شوم
تو را دیدهام
پیش از این که
پیش از این که
پیش از این…
هزار اساطیر
در من میدوید
و دخیل میبستند بر موهام
از گیسوم
طنابی بافتند بر حلقوم تاریکی
و قدرت گُر گرفت بر آتش،
صداها برخاستند
آیا
دیگری را در نالهی روز دیدهای؟
در صدا نام را دیدم
فریاد زدم آدمی را
فریاد برآورد تو را
که شکل عظیمِ بودنی
۲)
باز رفتار روز
باز در،
دری باز میکند
شهر تفنگ در دست
بر شقیقه میزند
فکرها شقهشقه میشوند
من
باران میشوم
خاک را میشویم
و نور، آتش در دست
آن گرداب تاریک را میبلعد
درد به خاک افتاده
درد سیگارش را خاموش میکند
و تمام الاههها را صدا میزند
من هستیا
هرا
آناهیتا
من صورتکی غمگین است…
حالا چشمهای سرخ
در عهدِ ازل
با یادم نشستهاند
و کوهها
غارها
خانهها
در جادوی آب و آتش
خاک شکننده را تطهیر میکنند.
هرا: الههی یونانیِ ازدواج و خانواده، همسر زئوس و از دوازده المپنشین.
هستیا: الههی آتشدان و کانون خانه در یونان باستان، نماد آرامش و پایداری.
آناهیتا: ایزدبانوی آبها و باروری در ایران باستان، ستوده در اوستا به نام «اردویسورا آناهیتا».
#فرناز_جعفرزادگان
مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو
@cherouu تلگرام
🔴⚪️🔴
cherouu.ir سایت
🔴⚪️🔴
Cherouu11 اینستاگرام
🔴⚪️🔴
#مجله_الکترونیک_چرو
#مجله_مستقل_ادبیات
#شعر_پیشرو
#شعر_آزاد


